![]() |
![]() |
|
| موفقیت در دستان ماست. |
|
مردي نادان در راه رفتن به خانه اش به دو دوست رسيد . به اولي گفت : اگر بگويي در كيسه من چيست هر ده تخم مرغ توي كيسه را به تو مي دهم! اولي كمي فكر كرد و گفت : حداقل يك راهنمايي بكن. مرد گفت: يك چيز سفيد كه يك چيز زرد هم در ميانش است! نادان اولي باز چند لحظه اي در فكر فرو رفت و پاسخ داد : يك ترب سفيد كه توي آن را با هويج پر كرده اند. نادان دومي هم به حرف آمد و گفت : چه چيز عجيبي است ى ترب كه توي آن را با هويج پر كرده اند به چه درد مي خورد؟
|
|
+ موفقیت در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 22:2 توسط روانشناس موفق |
|
|
عبارات جادويي
من هم اكنون براي انرژي جديدي كه به زندگي ام راه مي يابد آماده هستم من آماده بخشودنم زيرا ايمان دارم هر چه بيشتر مي بخشم بيشتر دريافت مي كنم همه چيز در راه بهترين خير و صلاح من در زندگي ام پيش مي رود من با جسم و روان خود عاشقانه رفتار مي كنم ، زيرا سلامتي حق من است روح خداوند در من جاري مي گردد و مرا رهبري مي كند من خوش روزي ام و هر جا مي روم با خود روزي و بركت همراه مي برم براي تحقق آرزوهايم انرژي لازم به سوي من سرازير مي شود من ثروتمندم و دست به هر كاري مي زنم زندگي ام سرشار از بركات الهي مي شود من خوشبختم و خوشبختي حق من است هم اكنون براي معجزه هاي زندگي آماده هستم دوستان گرامي مي توانيد اين عبارات جادويي را خودتان نيز بسازيد تلاش زياد براي كشف شادي مثل اين است كه به دنبال كلاهي كه روي سرمان است بگرديم، فراموش نكنيد كه لازمه ي موفقيت تلاش و لازمه شاد بودن خوب نگاه كردن است پس عاشقانه نگاه كنيد و سخاوتمندانه ببخشيدن كه لذات دنيا حق شماست |
|
+ موفقیت در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:4 توسط روانشناس موفق |
|
|
مرخصي فوري
براي کاري نياز به چند روز مرخصي داشتم . اما مي دانستم که رئيس موافقت نخواهد کرد با خودم فکر کردم اگر کاري ديوانه وار انجام دهم به مقصودم خواهم رسيد . بنابراين خودم را از سقف آويزان کردم و صداهاي خنده داري در آوردم. خانمي که همکار من بود پرسيد چرا اين کار را مي کنم . به او گفتم دارم وانمود مي کنم که لامپ هستم تا رئيس فکر کند دارم عقلم را از دست مي دهم و چند روزي به من مرخصي دهد . چند دقيقه بعد رئيس به دفتر آمد و گفت : محض رضاي خدا بگو اين چه کاري است که انجام مي دهي؟ به او گفتم که من يک لامپ هستم . او گفت : کاملا مشخص است که تحت فشار شديد روحي هستي . به خانه برو و چند روزي استراحت کن تا حالت خوب شود .پايين پريدم و فوراً از دفتر خارج شدم . درست بعد از خروج من ، همکارم نيز به دنبال من آمد . وقتي که رئيس از او پرسيده بود : تو کجا مي روي؟ در پاسخ گفته بود : من هم دارم به خانه مي روم چون نمي توانم در تاريکي کار کنم .
|
|
+ موفقیت در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:3 توسط روانشناس موفق |
|
|
روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه قدم بزنید و در هنگام قدم زدن لبخند را فراموش نکنید . این کار بهترین داروی ضد افسردگی است. حداقل ۱۰ دقیقه در روز با خود خلوت کنید . زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید . این کارها سوخت روزانه برای انجام زندگی پرمشغله تان را فراهم می کند . در بیداری رویا ببینید . از غذاهای سالم و تازه استفاده کنید . تلاش کنید هر روز حداقل ۳ نفر را بخندانید . از خانه گرفته تا داخل ماشینتان را تمیز و مرتب کنید . یادتان باشد که ظاهر خود را فراموش نکنید . انرژی پرارزشتان را بر سر مسائل شایعه سازی و هیولاهای انرژی خوار و مسائل مربوط به گذشته و افکار منفی و یا چیزهایی که کنترلی بر آنها ندارید هدر ندهید . در عوض انرژی تان را صرف لحظه مثبت فعلی کنید . درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجایید تا بیاموزید . بیشتر لبخند بزنید و بخندید این کار هیولای انرژی خوار را از شما دور نگه می دارد . زندگی عادلانه نیست با این حال زیباست . زندگی کوتاه تر از آن است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم . خودتان را خیلی جدی نگیرید زیرا دیگران هم در مورد شما این کار را نخواهند کرد . مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خو تمام کنید . بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید. با گذشته تان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند . زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید . شما از هدف های آنها خبر ندارید . فرد دیگری جز شما مسئول خوشبختی تان نیست . همه مشکلات را با این جمله بسنجید : آیا تا ۵ سال آینده این مساله اهمیتی خواهد داشت؟؟ همه را برای همه چیز ببخشید . این که مردم در مورد شما چه فکری می کنند ارتباطی به شما ندارد . زمان حلال مشکلات است . به همه چیز زمان دهید . این شغل شما نیست که در زمان بیماری به دادتان می رسد . بلکه دوستان شما هستند . خود را از شر هر چه که سودمند و زیبا و شادی بخش نیست خلاص کنید . حسادت هدر دادن وقت است . شما الان به همه آنچه که نیاز دارید رسیده اید . بهترین ها هنوز در راه است . کار درست را انجام دهید . با خانواده در تماس باشید . یادتان باشد شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد . از سفر زندگی لذت ببرید . ما مجبور نیستیم با سرعت از کنار همه چیز بگذریم .
|
|
+ موفقیت در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:12 توسط روانشناس موفق |
|
|
گلی نچیده ز باغ تو گر فغان دارم
من از تو شکوه ندارم ز باغبان دارم مرا زبان غمی هست هر سر موئی مپرس از دل و غم های بی شمار مپرس مپرس بی تو بما روز و شب چه می گذرد ؟ ز روز تیره مگو وز شبان تار مپرس در گذشت استاد بزرگ و پسر خاله ی مهربان فرهاد ماهر را به یگانه همسرم حمید جان تسلیت عرض می نمایم. دوستان گرامی از اینکه برای مدتی به دلیل شرایط بد روحی نمی توانم پاسخگوی الطاف شما باشم عذرخواهی می کنم . دکتر فرهاد ماهر استاد بزرگ مترجم و نویسنده کتاب های مطرح روانشناسی و روانپزشکی . رئیس دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد کرج . بازنشسته وزارت کشاورزی و............ پدری مهربان و همسری فداکار با نهایت تاسف در نیمه شب چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه . دو ماه پس از فوت مادرشان بر اثر حمله ی قلبی درگذشت روحش شاد و یادش گرامی مجلس ختم آن بزرگوار شنبه ۲۱ اردیبهشت در مسجد حضرت رسول واقع در سعادت آباد میدان کاج ۳۰/۵ الی ۳۰/۷منعقد می باشد حضور گرمتان تسلی بخش دل داغدیده خانواده و اقوام ایشان است . |
|
+ موفقیت در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:30 توسط روانشناس موفق |
|
|
بهبود بخشیدن کیفیت روابط عاشقانه
آنهایی که در یک رابطه درگیر بوده اند ، می دانند که اختلافات همیشه وجود دارند. زمانی هم که دارای فرزند هستید ، اختلافات و درگیری ها بیشتر می شوند. گاهی اوقات بحث ها و تنش هایی وجود دارد ، اما این را در نظر بگیرید : لحظه ای که تهدیدی برای امنیت و آرامش وجود دارد ، همیشه عدم تفاهم ها را کنار گذاشته و برای نجات کودک شتاب می کنید ، این طور نیست؟زمانی که دو نفروارد یک رابطه می شوند ، دیگر فقط دو نفر نیستند ، آنها به موجود سومی زندگی می بخشدند .کودک خودش یک رابط است . فقط زمانی یک کودک می تواند زندگی کند ،رشد کند و بالغ شود که نقش شخصی هر یک از والدین کم اهمیت تر از کودک باشد . یکی از راه های کمک به ارتباط عاشقانه ، داشتن اتحاد و حس یکی بودن است . شما در طول هفته می توانید یک بار در مقابل یکدیگر بنشینید و سوال هایی مثل به عنوان یک زوج کجای کار هستیم؟و آیا چیزی وجود دارد که ما باید در موردش صحبت کنیم ؟ را مطرح کنید . اگر یک یا هر دو زوج شکایتی داشته باشند نباید بگویند چرا این کار را کردی ؟ بلکه باید بگویند : من از اتفاقی که باعث ناراحتی تو شده است متاسفم . چه کار می توانم بکنم که اوضاع بهتر شود؟ حالت همدلی در مذاکره زمانی که فرد را متهم نمی کنیم ، سودمندتر خواهد بود . نهایت تلاشتان را بکنید تا روی موارد زیر تمرکز داشته باشید: پیشنهاد بدهید که با استفاده از آنها می توانید آن نیازها را تامین کنید . اگر عصبانیت می کنید قبل از این که با همسرتان صحبت کنید تمرین ذهنی زیر را انجام دهید. چشمانتان را ببندید و سه مرتبه به آرامی نفس بکشید . بازدم های طولانی و آرام ، دم های مناسب و آسوده ، به همان آرامی که نفس تان را داخل می کشید ، نفس خود را بیرون بدهید. حال ، خود را بیرون و جدا از عصبانیت تان ببینید ، به هر طریقی که می توانید احساس کنید که شما کاملاً توسط عصبانیتان محاصره شده اید ، نفس عمیق بکشید . از آنجایی که می دانید همه چیز امکان پذیر است ، راه تان را بیرون از عصبانیت پیدا کنید و از دور به آن نگاه کنید ، تصمیم بگیرید که می خواهید با آنچه کنید . می توانید بسوزانیدش ، می توانید در زمین دفنش کنید ، در اقیانوس غرقش کنید ، یا می توانید بگذارید که با باد دور شود . انجامش بدهید نفس عمیق بکشید . وقتی آماده شد ، چشم های تان را باز کنید . بالاتر از همه این ها را به یاد داشته باشید قانون آیینه برای همه روابط درست است به خصوص برای ارتباطات نزدیک . اغلب اوقات همسرتان ویژگی هایی دارد که او به آنها نیاز دارد . همسر شما معلم - شاگرد شماست . درس زندگی تان را لذت بخش سازید |
|
+ موفقیت در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:45 توسط روانشناس موفق |
|
|
مواظب رویاهایتان باشید که آنها را ندزدند دوستی به نام مونتی رابرتز دارم که صاحب یک مرتع پرورش اسب در سان سیدرو است . بار آخری که آنجا بودم پس از معرفی کردن من به مهمانان گفت : بگذارید بهتان بگویم چرا به جک اجازه می دهم از خانه ام استفاده کند . داستانش به مرد جوانی برمی گردد : او پسر یک مربی اسب بود که از اصطبلی به اصطبلی دیگر و از مزرعه ای به مزرعه ای دیگر می رفت و اسب پرورش می داد . به همین خاطر تحصیلات دبیرستانی پسر مدام با وقفه مواجه می شد . یک روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد این که دوست دارد در آینده چه کاره شود بنویسد . آن شب او اهداف زندگی اش و این که می خواهد صاحب یک مرتع پرورش اسب شود را در هقت صفحه شرح داد . او رویاهایش را با جزئیات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مرتع 50 هکتاری کشید و جای تمام ساختمان ها و اصطبل ها و زمین های تمرین را روی آن مشخص کرد . سپس نقشه دقیقی از یک خانه 1000 متری کشید که در همان مرتع واقع می شد . او با جان و دل روی این پروژه کار کرد و روز بعد آن را به معلمش داد . دو روز بعد وقتی برگه هایش را تحویل گرفت روی صفحه اول نوشته شده بود : بسیار بد . بعد از کلاس بیا با هم صحبت کنیم تملک مرتع پرورش اسب پول زیادی می خواهد . باید پول زیادی بابت خرید زمین پرداخت کنی و برای خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها اسب پرورش دهی هم به پول نیاز داری ضمن اینکه برای بنای اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتی باید پول هزینه کنی همانطور که می بینی هرگز نخواهی توانست چنین کاری بکنی . و بعد اضافه کرد : فرصت دیگری به تو می دهم اگر در مورد هدف دست یافتنی تری بنویسی نمره ات را تغییر می دهم . پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت های معلمش فکر کرد . در نهایت سراغ پدرش رفت و از او پرسید بهتر است چه کار کند ؟ بدی را برایم منظر کنید ولی من ترجیح می دهم رویایم را حفظ کنم . و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحویل داد . سپس مونتی ، رو به حضار کرد وگفت : این داستان را برایتان تعریف کردم چون شما هم اکنون در خانه 1000 متری من وسط یک مرتع 50 هکتاری قرار دارید . من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ کردم می توانید قاب شده آنها را روی شومینه ببینید . سپس ادامه داد : بهترین قسمت داستان تابستان سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم 30 دانش آموز را برای یک اردوی یک هفته ای به مرتعم آورد . وقتی داشتند می رفتند رو به من کرد و گفت : راستش مونتی ، الان می فهمم زمانی که معلمتان بودم بعضی وقت ها رویاهای شاگردانم را می دزدیدم ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشوی |
|
+ موفقیت در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:6 توسط روانشناس موفق |
|
|
دوستان عزیز سلام.
سایت گوگل برای حذف نام Arabian Gulf از سایت Google Earth اعلام نموده که اگر ۰۰۰/۰۰۰/۱ ایرانی امضا بدهند این نام را حذف خواهد کرد. شما هم برای حذف نام جعلی Arabian Gulf به آدرس زیر رفته و با وارد کردن نام و ایمیل خود ایرانی بودن خلیج فارس را به ثبت برسانید. http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html? درود بر ایران و درود بر ایرانی . خلیج همیشگی فارس ، فارس خواهد ماند. |
|
+ موفقیت در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:30 توسط روانشناس موفق |
|
|
اینها همه بستگی به شما دارد
یک شعر می تواند در یک لحظه بدرخشد یک گل می تواند یادآور یک رویا باشد یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد یک پرنده می تواند قاصد و پیک بهار باشد یک لبخند می تواند آغازگر یک دوستی باشد یک دست دادن صمیمی می تواند روح و جان ما را به درجات بالا ببرد یک ستاره می تواند راهنمای یک کشتی در دریا باشد یک واژه می تواند سازنده یک هدف باشد یک پرتو از آفتاب می تواند باعث روشنی یک خانه شود یک شمع می تواند با نور و روشنی اش تاریکی و ظلمت را از بین ببرد یک لبخند می تواند بر دلتنگی و افسردگی پیروز باشد هر سفر باید با یک قدم آغاز شود هر دعایی باید با یک کلمه شروع شود امید داشتن روح و روان ما را زنده نگه می دارد یک آوای خوش می تواند با فکر و اندیشه شما حرف بزند یک قلب می تواند بفهمد چه چیزی درست است یک زندگی می تواند متفاوت باشد می بینید این ها همه بستگی به شما دارد که چگونه بنگرید |
|
+ موفقیت در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:0 توسط روانشناس موفق |
|
|
گفتگوهاي کودکانه با خدا |
|
+ موفقیت در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:8 توسط روانشناس موفق |
|
|
با سلام خدمت همه دوستان خوبم :
از این که با تاخیر اولین پست سال ۱۳۸۷ را نوشتم عذرخواهی می کنم . این سال جدید را با تمام وجود برایتان سرشار از موفقیت آرزو می کنم . شاد باشید مثل پروانه . عاشق باشید چون لیلی و مجنون . مثل آسمان . بخشنده باشید چون دریا . آزاد باشید چون ماهی . پرش از سکوی آرزوها
|
|
+ موفقیت در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:26 توسط روانشناس موفق |
|
|
چون در هر بهار برایت گل |
|
+ موفقیت در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 20:3 توسط روانشناس موفق |
|
|
امتحان دوست داشتن
بیایید دوست داشتن ها را خالصانه باور کنیم عاشقانه زندگی کنیم و به یکدیگر مهر بورزیم زندگی هرگز تکرار نمی شود پس عاشقانه ترین لحظه هایمان را با هم قسمت کنیم |
|
+ موفقیت در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 19:59 توسط روانشناس موفق |
|
|
چندین سال قبل در مسابقات پاراالمپیک المپیک معلولین سیاتل ، نه رقیب که همگی از نظر جسمی و ذهنی معلول بودند . در خط مسابقه دوی صد متر صف کشیدند . با شروع مسابقه همگی شروع به دویدن کردند و مسلم است که همه شرکت کننده ها اشتیاق داشتند که خود را به خط پایان برسانند و برنده شوند . همه به راه افتادند جز پسری که روی زمین تلوتلو می خورد و نمی توانست بدود و خودش را به بقیه برساند . بالاخره پس از چندین بار زمین خوردن ، پسر شروع به گریه کرد . هشت دونده دیگر با صدای گریه او قدم هایشان را کند کردند و ایستادند . سپس همگی برگشتند و یکی از آنها خم شد و پسر را بوسید و گفت : بلند شو دوست من . حالا حالت بهتر می شود . سپس نه تایی دست همدیگر را گرفتند و به طرف خط پایان به راه افتادند . با دیدن این حرکت ، همه تماشاچیان حاضر در استادیوم از جا برخاستند و 10 دقیقه تمام هورا کشیدند . آفرین به این قهرمانان که فقط برای خودشان زندگی نمی کنند ، برای خودشان برنده نمی شوند و برای خودشان خوشحال نمی شوند . وقتی چشمات گریه می کنه دستات اشکاشو پاک می کنه. |
|
+ موفقیت در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 17:53 توسط روانشناس موفق |
|
|
به من قول بده :
|
|
+ موفقیت در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 13:33 توسط روانشناس موفق |
|
|
راز معرفت |
|
+ موفقیت در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 22:56 توسط روانشناس موفق |
|
|
چطور مي توان جذاب تر به نظر رسيد ؟
طبق نظر ريچارد ويزمن روانشناس انگليسي جذبه به قدري تاثيرگذار است که افراد به طور طبيعي مي خواهند حرکات بدن و حالات چهره فرد با جذبه را تقليد کنند ، ويزمن مي گويد : وقتي شما فرد باجذبه اي را مي بينيد ناخودآگاه بدون اين که بفهميد ، حرکات بدن و چهره او را تقليد مي کنيد . نکته براي افزايش جذبه فرض کنيد هر فردي را که ملاقات مي کنيد شخص مهمي است ، پس به گونه اي شايسته رفتار کنيد با قدرت و محکم دست بدهيد حتي بهتر است از يک جمله مثبت يا يک لبخند مليح استفاده کنيد شرايط فيزيکي بازي را رعايت کنيد به اين معني که موقع صحبت دست ها از صورتتان دور باشند در موقع ايستادن صاف بايستيد ، نه خميده و ناصاف ، فاصله يک متري با طرف مقابل را سعي کنيد که حفظ نماييد . زماني که با يک گروه صحبت مي کنيد غير رسمي و خودماني صحبت کنيد ، نه طولاني و يک نواحت براي به خاطر سپردن اسم افراد وقت بگذاريد و در مکالمه از نام آنها استفاده کنيد . به رنگ چشم هاي افراد توجه کنيد . از افراد تعريف کنيد البته تا زماني که تعريف شما صادقانه باشد . به توانايي ها و موفقيت هاي افراد توجه نشان دهيد و آن ها را بشناسيد . در ميان صحبت هايتان فاصله و مکث را براي تاکيد بيشتر استفاده کنيد . مراقب ظاهر بيروني خود باشيد که هميشه بهترين ظاهر خود را داشته باشيد . لبخند بزنيد بهتر آن است که لبخند شما کمي طولاني تر از کسي باشد که به او نگاه مي کنيد . احساسات افراد را در کلماتشان بشنويد و پاسخ دهيد . از حرکات مثبتي مثل حفظ ارتباط چشمي ، به آرامي به شانه طرف زدن .....غيره استفاده کنيد (البته بهتر است زماني که با جنس مخالف صحبت مي کنيد از ارتباط چشمي مستمر خودداري کنيد زيرا با سؤتفاهم مي شود يا اعتبار شما را خدشه دار مي کند) پس بايد مراقب باشيد . صادقانه و خالصانه به افراد اطرافتان علاقه مند باشيد (نظراتشان را نسبت به زندگي و علاقه شان بپرسيد ، به آنها گوش دهيد و صحبت شان را قطع نکنيد . رفتارهاي روزانه شما باعث ايجاد تفاوت در پذيرفته شدن شما به عنوان يک فرد با جذبه و بااعتماد به نفس مي شود .شما با نگاه کردن به هر سو مي توانيد مسير نگاه طرف مقابلتان را به دلخواه خود تغيير دهيد هميشه سعي کنيد که سلطه اي موفق بر ديگران بيابيد و آنها را به هر طرف که خودتان مي خواهيد بکشيد سعي کنيد که با حرف زدن و نگاه کردن بتوانيد ديگران را مجاب کنيد . |
|
+ موفقیت در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:18 توسط روانشناس موفق |
|
|
|
|
+ موفقیت در
شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:0 توسط روانشناس موفق |
|
|
امروز کلاس نرفتم و در موسسه بابا در یک اتاق خلوت روی میز برای خودم نقاشی کشیدم . می خواستم همه برگ های دفتر نقاشی جدیدی را که مامان برایم
|
|
+ موفقیت در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 21:20 توسط روانشناس موفق |
|
|
من که هستم ؟ من اشرف مخلوقاتم . من انسانم . آدمی . همان که گفته اند: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است نشان آدمیت من یک انسان جذاب ، لایق ، زیبا و با هوشم . جذابم زیرا همیشه به دنبال خوبی افرادم و نه عیب های آن ها و افراد را به خاطر عیب هایشان سرزنش نمی کنم و آنها مرا دوست دارند. لایقم زیرا هر مسؤلیتی را که به عهده بگیرم می توانم به انجام برسانم . زیرا خداوند مرا لایق خلقت دانست و پس از خلقت مرا لایق ستایش دانست . بنابراین من هم خود را لایق ستایش می دانم و خود را می ستایم . باهوشم زیرا در هر موقعیت چندین راه را پیدا کرده و بهترین آن ها را انتخاب می کنم. زیبایم زیرا درونم زیباست . این لباسی که بر تن دارم چه زشت و چه زیبا مال من نیست . آن چیزی که مال من است درونم قرار دارد و آن هم زیباست .من سالمم و قوای بدنی و ذهنم خوب کار می کند . من انسانی هستم که می توانم هر ماشینی را به کار اندازم و آن ماشین را تحت فرمان خویش درآورم . حتی ماشین زمان را . من کسی هستم که مهر و محبت ،بی من معنا ندارد. در میان جمجمه سرم بزرگترین معجزه آفرینش یعنی مغز قرار دارد. اندامی که دارای ۱۲ میلیارد سلول است و هر فکری را می تواند درون خود پردازش کند . من خودم را از صمیم قلب دوست دارم . حتی از اسمم ، پوششم و زیبایی بی نظیرم ، بی اندازه لذت می برم . من کسی هستم که خداوند وقتی مرا آفرید به خود آفرین گفت . من خودم را مستحق هر کاری می دانم . این دنیا برای من است . نه من برای دنیا . دنیا این جاست تا مرا کامل کند و نه من دنیا را ، پس سعی می کنم بیشتر به آن چیزی که مال من است توجه کنم . این را می دانم که وقتی از خدا چیزی می خواهم و به من می دهد آن چیز ، چیز خوبی است ، وقتی می گوید صبر کن چیز بهتری را برایم می فرستد و وقتی که می گوید نه ، می دانم که بهترین ها را برایم آماده کرده . من انرژی بی پایانی در بدن خود دارم که اگر آن را در چشمان خود متمرکز کنم می توانم با یک نگاه دنیا را زیرو رو کنم . من شاهکار هستی ام . من نیکو آفریده شدم . پس باید لایق بهترین ها باشم و برای بهترین ها تلاش کنم . |
|
+ موفقیت در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 3:33 توسط روانشناس موفق |
|
|
شيوانا در حالي که ترازويي مقابلش گذاشته بود مشغول درس دادن به تعدادي از شاگردانش بود . در اين حين مردي خسته و پژمرده نزد شيوانا آمد و به او گفت : که به خاطر خيانت دوستانش در تجارت دچار ورشکستگي شده است . به خاطر بي سرمايگي زن و فرزندش او را به حال خود رها کرده اند و رفته اند . دوستانش همه او را تنها گذاشته و تحت فشار شديد مالي است . مرد به شيوانا گفت که به شدت افسرده است و ديگر اميدي براي ادامه زندگي ندارد . شيوانا به ترازوي مقابل خود خيره شد و تبسمي کرد و گفت: همين که نزد من آمدي نشان مي دهد که هنوز روزنه اميدي در وجودت هست . از من چه مي خواهي؟ مرد سرش را پايين انداخت و با شرمندگي گفت : همه در اين سرزمين مي گويند که شما به خالق هستي از بقيه نزديک تريد ! خواستم برايم دعايي کنيد که سختي اين مشکلات برايم کمتر شود و راه چاره اي براي مشکل من پيدا کنيد ! در اين لحظه مرد بغضش ترکيد و به گريه افتاد . شيوانا بدون آنکه به مرد نگاه کند قلم و کاغذي به مرد داد و از او خواست تا هر چه را از خالق هستي مي خواهد ، روي يک تکه کاغذ بنويسد . مرد آهي کشيد و کاغذ و قلم را گرفت و در آن درخواستش از خداوند عالم را نوشت . او از خدا خواست تا سختي و سنگيني مشکلات را برايش کمتر کند و راه چاره اي براي رهايي از اين مشکلات در اختيارش قرار دهد . شيواناکاغذ را از مرد گرفت آن را در يک کفه ترازو قرار داد . آن گاه سنگي از روي زمين برداشت و در کفه ديگر ترازو گذاشت . کفه کاغذ بلافاصله بالا آمد . شيوانا مدتي به ترازو خيره شد و آن گاه کاغذ را از روي ترازو برداشت و به مرد پس داد و گفت : برو و چهل روز ديگر نزد من بيا و به من بگو که وضعت چه تغييري کرده است ؟ مرد ، مات و مبهوت کاغذ را گرفت و رفت . چهل روز بعد شيوانا دوباره ترازو را مقابل خود گذاشت و درس دادن را شروع کرد . در اين بين ، دوباره همان مرد نزد شيوانا آمد ، اما اين بار بسيار سرزنده تر و سرحال تر از قبل بود و چند صفحه کاغذ پر از درخواست هايش را در دستانش پنهان کرده بود . شيوانا نگاهي به ترازو انداخت و با تبسم از او پرسيد : آيا در اين چهل روز تغييري در اوضاع تو ايجاد شده؟ مرد با اعتماد به نفس گفت : هنوز نتوانسته ام دوستي را که به من خيانت کرد ، پيدا کنم . اما تصميم گرفته ام به تجارتي جديد دست بزنم و از مسيري ديگر به کسب و کار بپردازم . ديگر نااميد نيستم . دوري زن و فرزند هم برايم قابل تحمل شده است . در اين چهل روز هم قدم هاي مثبت بزرگي برداشته ام که در آينده نزديک جواب مي دهد . خلاصه دعاي شما کار خودش را کرد . شيوانا در حالي که به کاغذهاي دست مرد خيره شده بود پرسيد : در اين کاغذها درخواست ها و دعاهاي جديدت از خالق هستي را نوشتي اين طور نيست؟ مرد شرمنده سري تکان داد و آن ها را به سوي شيوانا دراز کرد و گفت : مي خواستم اين کاغذها را هم دوباره با ترازوي خود متبرک کنيد . شيوانا کاغذ ها را از مرد گرفت . آن ها را در يک کفه ترازو گذاشت و در کفه ديگر يک تکه سنگ بزرگ گذاشت . کفه کاغذها بالا آمد شيوانا مدتي به کاغذها خيره شد و سپس آن ها را به مرد پس داد و به او گفت که دوباره چهل روز بعد نزد او بيايد . وقتي مرد رفت يکي از شاگردان شيوانا با تعجب از او پرسيد : استاد! در اين چهل روز چه اتفاقي براي اين مرد رخ داده بود و راز ترازوي شما چيست ؟ شيوانا به ترازو خيره ماند و گفت : براي حل مشکلات و سختي ها از خالق هستي مي توان به دو شکل در خواست کرد . يکي اين که بخواهيم مشکلات و مصائب سخت و بزرگ را از سر راه ما بردارد و روش دوم اين است که از خدا بخواهيم صبر و طاقت و تحمل ما را افزايش دهد و دل هاي ما را بزرگ کند تا ديگر مشکل سر راهمان ، برايمان برزگ و سخت ننمايد . راز توفيق اين مرد هم همين است . من سنگ را در کفه اي از ترازو گذاشتم تاکفه کاغذ تقاضاي مرد بالاتر آيد . به اين ترتيب سنگ مشکلات در نظر مرد کوچک و بي مقدار جلوه کرد و دلش آرام گرفت و ذهنش فرصت يافت تا بي اعتنا به آزارها و سختي هاي مشکلاتش به فکر راه چاره بيفتد . اين مرد اکنون آمادگي لازم براي عبور از اين مشکلات را دارد. چرا که قلبش وسعت يافته و ديگر سنگيني مصائب برايش مثل گذشته نيست . او اکنون از گذشته خودش و از اطرافيانش بسيار قوي تر است و نشانه آن هم اين همه کاغذ و درخواست جديد بود که از من خواست در کفه ترازو ي آرزوهايش قرار دهم . راز ترازو همين است ! خداوند يا توفان زندگي تو را آرام مي سازد و يا نه برعکس توفان را شديدتر و سخت تر مي کند اما در مقابل تو را آرام مي سازد و قلب تو را مطمئن و اين توانايي را به تو مي دهد تا با آرامش از سخت ترين توفان ها به سلامت عبور کني . ترازو و راه دوم درخواست از خالق هس |