![]() |
![]() |
|
| موفقیت در دستان ماست. |
|
چون در هر بهار برایت گل |
|
+ موفقیت در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 12:36 توسط روانشناس موفق |
|
|
مهربانی را از خورشید بیاموزیم که به زمین می بخشد،بی آنکه نیازی به این کره خاکی داشته باشد و یا این عناصر کوچک نفعی به او برسانند. شما با پرسیدن سوالات مثبت از خود می توانید ،ضمیر ناخودآگاه خود را در جهت مثبت فعال کنید و کانال های انرژی را در بدن خود به جریان اندازید:مثال چرا من آدم خوشبختی هستم؟ چطور می توانم به تمام چیزهایی که می خواهم برسم؟ چگونه می توانم بهترین شغل و بالاترین پست و سمت را به دست آورم؟چگونه می توانم بهترین همسر باشم؟ چگونه می توانم فرزندانی سالم و شاداب و موفق و باهوش پرورش دهم؟ ....... |
|
+ موفقیت در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 12:30 توسط روانشناس موفق |
|
|
اعتباري که شما از آن دامدار بخت برگشته گرفتيد همان چيزي بود که او به کمک آن مي توانست هم اموال شما را پس دهد و هم زندگي اش را سامان بخشد!اما شما نابخردانههم او را به خاک سياه نشانديد و هم احتمال برگشت اموالتان را دشوار ساختيد! حال اين ديگر به غيرت و مردانگي و وضعيت دامدار بستگي دارد که ارزش اعتبار و آبرويي را که شما از او گرفتيد چند حساب کند و چگونه حساب شما را تسويه کند . سپس شيوانا به سمت مرد جوان بازگشت و گفت:آن سکه ها مي تواند پشتوانه و اطميناني باشد براي اين زن جوان که در شرايط سخت انتظار مرگ و گرسنگي و بدبختي را نداشته باشد . تو چيزي را که مي خواستي با ريختن طلاها داخل چاه از دست دادي!برخيز و سريع داخل چاه شو و به هر ترتيبي که هست سکه ها رابراي همسرت باز پس بياور.وقتي زن و مرد جوان و گوسفنداران رفتند ،شيوانا رويش را به سمت شاگردانش برگرداند و گفت:در زندگي هرگاه خواستيد تحت تأثير خشم يا کينه يا ترس کاري انجام دهيد هميشه لختي درنگ کنيد و با خود بينديشيد که مبادا چيزي که مي خواهيد با آن اقدام خشم آلود به دست آوريد در واقع همان زمان توسط خود شما و با همان اقدام خشم آلود از دست برود.
|
|
+ موفقیت در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:32 توسط روانشناس موفق |
|
|
شيوانا رويش را به سمت صاحبان گوسفند و مرد جوان کرد و با تبسم گفت: از شما ساده لوح تر در جهان کسي را نديده ام!شما با دست خود چيزي را که براي طلبش نزد من آمده ايد از بين برده ايد!سپس رويش را به سمت گوسفنداران کرد و گفت:او که بايد اموال شما را بازپس دهد من و مردم دهکده نيستيم.بلکه همان دامدار مصيبت زده اي است که بي حرمتش ساختيد و داروندارش را به آتش کشيديد و او را وادار کرديد که فرار کند.شما ظالمانه هر کاري که از دستتان برمي آمد عليه او انجام دايد و اکنون با قيافه اي مظلوم و گردني کج مقابل من ايستاده ايد و از من راه چاره مي خواهيد؟
ادامه دارد . . . |
|
+ موفقیت در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:31 توسط روانشناس موفق |
|
|
صاحبان گوشفندان امانتي ،چون ديگر دستشان به چوپان نمي رسيد نزد شيوانا آمدند تا حکمي دهد و براي اموال از دست رفته شان چاره اي بينديشد.هم زمان با آن ها زن و مرد جواني نيز در محضر شيوانا و شاگردانش حضور يافتند.زن مي گفت که مرد جوان تمام طلاهايي را که او از منزل پدري با خود آورده بود را به داخل چاهي ريخته تا زن پشتوانه ثروتي خود را از دست بدهدو فقير و درمانده و محتاج او شود و به خاطر اين احتياج هميشه همراه مرد و منت کش او باشد ومرد جوان مي گفت که اين کار را کرده تا زن فکر جدايي از همسر و زندگي مستقل با سکه ها را از سر بيرون کند و هميشه عشقش همراه او باشد.
ادامه دارد . . . |
|
+ موفقیت در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:30 توسط روانشناس موفق |
|
|
چند نفر گوسفندانشان را به دامداري سپردند تا آن ها را پروار کند و آخر سال تحويلشان دهد. از قضا سيلي بي خبر آمد و تعداد زيادي از گوسفندان را با خود برد. صاحبان گوسفندان به خانه دامدار هجوم بردند و اموالش را به آتش کشيدند و تهديد و بي حرمتي را تا حد توان خود انجام دادند و آن قدر خط و نشان کشيدند که دامدار از دهکده شيوانا گريخت و به سرزميني ديگر کوچ کرد. ادامه دارد . . .
|
|
+ موفقیت در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:29 توسط روانشناس موفق |
|
|
|
|
+ موفقیت در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:23 توسط روانشناس موفق |
|
|
با هر کس ملاقات ميکنيم چيزي به ما مي آموزد "هيچ گاه تحت تأثير ديگران قرار نگير" همان طور که مي دانيم راه موفقيت اين است که هدف مان را بدانيم ،دست به عمل بزنيم،بدانيم که به چه نتايجي دست يافته ايم و قدرت انعطاف و تغييرپذيري داشته باشيم. بايد باورهايي رابيابيم که ما را دلگرم مي کند و به مقصود مي رساند. "هفت باور مرموز که موجب موفقيت مي شود" باور اول :هر حادثه اي داراي دليل و مقصودي است که به مصلحت ماست باور دوم:چيزي به نام شکست وجود ندارد باور سوم:مسوؤليت هر اتفاقي را بر گردن بگيريد باور چهارم: براي بهره بردن از چيزي شناخت کامل آن لازم نيست باور پنجم:بزرگترين سرمايه شما ديگرانند(راه موفقيت تشکيل گروه موفق و همکاري با ديگران است باور ششم:کار نوعي تفريح است باور هفتم:هيچ توفيق پايداري بدون پشتکار به دست نمي آيد از عشقت براي او هزينه کن ، نه فقط از ثروتت! تو بايد تکيه گاه خوبي براي او باشي!با بحث و جدل او را خسته نکن!کاري کن که به تو ايمان بياورد. دلش را به دست آور و آن را نشکن!او را مثل خودت نخواه!او را مثل خودش بخواه همان گونه که هست او را بپذير!کارهايي را که از توانش خارج است به او واگذار نکن!اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت کن!قبل از انتقاد از او تعريف کن!از دست پخت و کارهاي ديگر که به او محول شده کمال تشکر را داشته باش!هر وقت به تو شک کرد،با صداقت و مهرباني مطمئنش کن روزي دو مرد عازم ماهيگيري شدند،يکي از آنها ماهيگيري بسيار کارکشته و متبحر بود و ديگري سررشته اي از ماهيگيري نداشت.هربار که ماهيگير کارکشته ماهي بزرگي صيد مي کرد ،بلافاصله آن را در يک ظرف پر از يخ مي انداخت تا تروتازه بماندو فاسد نشود.اما هربار که ماهيگير بي تجربه يک ماهي بزرگ صيد مي کرد ،دوباره آن را به آب مي انداخت. ماهيگير متبحر تا هنگام شب شاهد اين ماجرا بود ، از اين که مي ديد دوستش تمام مدت وقتش را تلف مي کند سرانجام کاسه صبرش لبريز شد و پرسيد: چرا هرچي ماهي بزرگ مي گيري دوباره توي آب مي اندازي؟ ماهيگير بي تجربه گفت:خوب معلومه براي اين که من فقط يک تابه کوچک دارم!...گاهي اوقات ما نيز مثل اين ماهيگير نقشه هاي بزرگ ،روياهاي بزرگ،مشاغل بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند در اختيارمان قرار مي دهد باز پس مي دهيم. زيرا ايمانمان بسيار کم است.ما آن ماهيگير را به تمسخر مي گيريم ،زيرا ماهيگير نمي داند تنها چيزي که احتياج دارد تهيه يک تابه بزرگتر است. با اين همه آيا مي دانيد خودمان تا چه اندازه آمادگي داريم که ايمانمان را گسترده کنيم؟ يادتان باشد که خداوند هرگز نعمتي به شما نداده که نتوانيد از عهده آن برآييد
|
|
+ موفقیت در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 17:43 توسط روانشناس موفق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عکس دخترم پری خانم |
|
| پیوندها |
|
سایت تخصصی کارشناسی رسمی انجمن تخصصی موبایل MPJ |
|
RSS
|