تبليغاتX
موفقیت
موفقیت در دستان ماست.
عرض زندگی
به شخصی خبر دادند که به خاطر بیماری لاعلاجی که دارد در آینده ای نزدیک خواهد مرد.آن شخص نزد شیوانا آمد و از او پرسید استاد!اگر به شما بگویند که چند دقیقه دیگر باید دنیا را وداع کرده و جان به جان آفرین تسلیم کنید ، چه می کنید؟
شیوانا در حالی که کنار رودخانه نشسته بود و پاهایش را برهنه در آب فرو برده بود ، پاسخ داد:همین کاری که الان انجام می دهم. من تمام زندگی ام را چنان زندگی کرده ام که انگار نفس های آخر را می کشم و همواره نفس هایم را با احتمال آخرین نفس بودن با ولع و شوق تمام فرو می برم.البته ناگفته نماند که دائم سعی خواهم کرد که تا می توانم زنده بمانم و از زندگی لذت ببرم
دوباره همان شخص از شیوانا پرسید :اگر به شما خبر دهند که د سال دیگر زنده خواهید بود،آن گاه چه خواهید کرد؟
شیوانا پاسخ داد:همین کاری که الان انجام می دهم. من تمام زندگی ام با این باور که صدها سال زنده خواهم بود دست به کارهایی زده ام که رویت تحقق آن تنها از یک انسان چند صد ساله برمی آید . و برنامه ریزی های کاری ام هزار ساله است
سعی می کنم درس هایی به شاگردانم بیاموزم حتی برای انسان های چند هزار سال بعد هم مفید باشد. من آینده را می بینم و انسان های هزار سال دیگر را درک می کنم. بر این باورم که مرگ به موقع خودش ، چه الان و چه صد سال دیگر سروقت می آید و من بهتر است به جای تلف کردن زندگی پر ارزشی که در اختیار دارم ، در زمان خودش با مرگ کلنجار روم.در حال حاضر نعمت زندگی به من عطا شده است و باید با تمام وجود از این نعمت گهربار محافظت کنم و از آن بهره بجویم. من بر این باورم که طول زندگی یک ماه یا هزار سال اصلاً مهم نیست. مهم عرض زندگی است . به این معنا که در هر لحظه از زندگی چه حجمی از آن را حس می کنیم و در می یابیم.
+ موفقیت در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:34  توسط روانشناس موفق | 
یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت

شاه غم بودم و با کیش رخت مات شدم


گردید وسوزد وافروزد ونابود شود

آنکه چون شمع بخندد به شب تار کسی

بی گمان دست درآغوش نگارش ببرند

آنکه یک بوسه ستاند زلب یار کسی


شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست


رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن


تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم


کاش قلبم در د پنهاني نداشت چهره ام رنگ پريشاني نداشت کاش برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست


اگر يه روز تنها شدي اگه ديدي بغض كردي ولي دليل گريه كردن پيدا نمي كني بدون كه دل خدا برات تنگ شده ميخواد صداش كني


من به اندازه جشمان تو غمگين ماندم و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان

این مطالب جالب را از وب یکی از دوستان برایتان گذاشتم اگر می خواهید مطالب جالب دیگری را بخوانید می توانید به وبلاگ این دوست سری بزنید . http://www.moryka.blogfa.com

+ موفقیت در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:34  توسط روانشناس موفق | 
به چه مانند کنم......؟
به چه مانند کنم موی پریشان تو را ؟
به دل تیره شب؟
به یکی هاله دود؟
یا به یک ابر سیاه.....؟
که پریشان شده و ریخته بر چهره ماه؟
به نوازشگر جان؟
یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم ؟
یا بدان شعله شمعی که بلرزد ز نسیم؟
به چه مانند کنم حالت چشمان تو را؟
به یکی نغمه جادویی از پنجه گرم؟
به یکی اختر رخشنده به دامان سپهر؟
یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟
به غزل های نوازشگر حافظ در شب؟
یا به سرمستی طغیانگر دوران شباب؟
به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را؟
به یکی لاله شاداب که بنشسته به کوه؟
به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟
به صفای گل سرخی که بخندد در باغ؟

به شقایق که بود جلوه گر بزم چمن؟
یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟
مرمر صاف تنت را به چه مانند کنم؟
به بلوری رخشان؟
یا به پاکی و دل انگیزی برف؟
به یکی ابر سپید؟
یا به یکی مخمل خوش رنگ نوازشگر گرم؟
به یکی چشمه نور؟
یا به سیمای گل انداخته از دولت شرم؟
به پرندی که کند جلوه گری در مهتاب؟
به گل یاس که پاشیده بر آن پرتو ماه؟
یا به قوئی که رود نرم و سبک در دل آب؟
به چه مانند کنم خلوت آغوش تو را؟
به یکی بستر گل؟
به پرستشگه عشق؟
یا به خلوتگه جانها که غم از یاد برد؟
به نفس های بهار؟
یا به یک خرمن یاس؟
که شمیم خوش آن را همه جه باد برد؟
به چه مانند کنم؟
من ندانم ........
به نگاهی تو بگو به چه مانند کنم؟
مهدی سهیلی45/4/17

 

+ موفقیت در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:30  توسط روانشناس موفق | 

داستان دو شهر
مسافری نزدیک شهر بزرگی از زنی که کنار جاده نشسته بود پرسید: مردم این شهر چگونه اند؟
زن گفت:مردم شهری که از آن آمده ای چگونه بودند؟
مسافر پاسخ داد:بسیار بد و غیرقابل اعتماد و از هر نظر نفرت انگیز
زن گفت:مردم این شهر نیز این چنین اند
هنوز مسافر اول نرفته بود که مسافر دیگری از همان شهر رسید و راجع به مردم شهر سوال کرد. باز هم زن در مورد مردم شهری که مسافر از آنجا آمده بود سوال کرد
مسافر دوم گفت: آنها مردم خوبی بودند. راستگو،سخت کوش و بسیار بخشنده. از این که آنجا را ترک کردم غمگینم
زن خردمند پاسخ داد:پس آنها را در شهری که پیش رو داری باز خواهی یافت.
+ موفقیت در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:2  توسط روانشناس موفق | 
کودک شما چگونه زندگی می کند؟
اگر کودکی با انتقاد زندگی کند ، می آموزد که محکوم کند
اگر کودکی با عناد و دشمنی زندگی کند ، می آموزد که ستیزه جو باشد
اگر کودکی با ترس زندگی کند ، ما آموزد که همواره بترسد
اگر کودکی با احساس ترحم زندگی کند ، می آموزد که احساس بدبختی کند
اگر کودکی با تمسخر زندگی کند ، می آموزد که متزلزل باشد
اگر کودکی با شرمساری زندگی کند ، می آموزد که احساس گناه کند
اگر کودکی با آگاهی به توانایی هایش زندگی کند ، می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد
اگر کودکی با عشق بدون قید و شرط زندگی کند ، می آموزد که عشق بورزد
اگر کودکی با تأیید زندگی کند ، می آموزد که خویشتن را دوست بدارد
اگر کودکی با بینش و شناخت زندگی کند ، می آموزد که در زندگی هدف داشته باشد  
اگر کودکی با صداقت و انصاف زندگی کند ، می آموزد که راستگو و درستکار باشد
اگر کودکی با احساس امنیت زندگی کند ، می آموزد که به خود و اطرافیانش اعتماد کند
اگر کودکی با دوستی و مهربانی زندگی کند ، می آموزد که زندگی را زیبا ببیند
اگر کودکی با بردباری زندگی کند ، می آموزد که صبور باشد
اگر کودکی با تشویق بجا زندگی کند ، می آموزد که قدردانی کند
و اگر شما با آرامش زندگی کنید ، کودک شما می آموزد که بدون اضطراب زندگی کند

+ موفقیت در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:0  توسط روانشناس موفق | 

 اصلهایی برای شکست ناپذیر بودن در موفقیت
اصل برگ برنده چنین است :تفاوت های جزیی در قابلیت ها می تواند منجر به تفاوت های بزرگی در نتایج شود
در صورتی که اصول زیر را رد تصمیم گیری های روزانه به کار گیریم ،کارایی بیشتری پیدا خواهیم کرد و می توانیم افراد بهتری را جذب و حفظ کنیم،خدمات و

تولیدات بیشتر و بهتری را ارائه دهیم ،هزینه ها را عاقلانه تر کنترل کنیم، رشد و توسعه قابل پیش بینی تری را داشته باشیم و سود با ثبات تری به دست آوریم
یک تصمیم قاطع برای انجام کاری متفاوت می تواند تمام زندگی تان را دگرگون کند. تنها باید از خودتان بپرسید : آیا به کارگیری این اصل برایم مفید خواهد بود؟ و

مطمئن باشید که همین طور است. هر چه زندگی خود را با این اصول همسوتر کنید ،خوشبخت تر و موفق تر خواهید بود. هیچ محدودیتی هم وجود ندارد
اصل علت و معلول: برای هر اتفاقی دلیلی و برای هر معلولی علتی وجود دارد.ارسطو می گفت : ما در دنیایی زندگی می کنیم که در آن اصول و قوانین حاکم هستند ،نه

اتفاقات. مبنای هر معلول ، علت یا علل خاصی است و هر عمل یا علتی دارای اثر است حتی اگر آن را نبینیم یا نپسندیم.موفقیت اتفاقی نیست . موفقیت معجزه نیست و

ربطی هم به شانس ندارد. مهم ترین اصل موفقیت فردی و کاری است که شما همانی می شوید که اغلب به آن فکر می کنید . در واقع هر چه را می بینید یا تجربه می

کنید ،نمایش افکار انسانی است که در پشت آن قرار دارد
روش فوری به کارگیری این اصل:مهم ترین حوزه های زندگی خود مانند خانواده و سلامتی و شغل و وضعیت مالی تان را بررسی کنید
نحوه تفکر در مورد نوع زندگی تان را تجزیه و تحلیل کنید.با خودتان روراست باشید .ببینید چه تغییراتی می توانید در افکارتان ایجاد کنید تا در بخشی از زندگی تان

بهبودی به وجود آید؟
اصل اعتقاد:هرچه را که قبلاً به آن اعتقاد داشته باشید واقعیت زندگی شما می شود
شما همیشه براساس اعتقادات خود عمل می کنید . لزوماًآن چه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چه را باور دارید می بینید.باید دانست که نعصب یک جور پیش

داوری کورکورانه است . هرگز پیش از داشتن اطلاعات کافی قضاوت نکنید. به خصوص در مورد خودتان و توانایی هایتان پیش داوری نکنید.بپذیرید که برای شما

محدودیتی وجود ندارد و آن چه را که دیگران انجام داده اند ، شما نیز می توانید انجام دهید . واقعیت این است که هیچ کس بهتر و زرنگ  تر از شما نیست
روش فوری به کارگیری این اصل:ذهن خود را از تردید و ترس رها کنید و فرض کنید هیچ محدودیتی ندارید.با باورهای محدودکننده ای که شما را عقب نگه می دارد

،بجنگید
اصل انتظار:هر چه را که با اطمینان انتظار وقوعش را داشته باشید اتفاق می افتد.شما همیشه در زندگی تان ، با صحبت و فکر کردن درباره وقایع آینده مانند طالع بین عمل می کنید. هنگامی که با اطمینان انتظار وقایع خوبی را داشته باشید ،معمولاً برایتان اتفاق می افتد و عکس این موضوع نیز صحیح است . مردم نیز درست مانند آینه طرز تلقی شما را چه مثبت و چه منفی به خودتان منعکس می کنند
روش فوری به کارگیری این اصل:به بهترین چیزها فکر کنید.مرتب به اطرافیان خود بگویید که از هر جهت عالی هستند.به خانواده خود بگویید که به آن ها ایمان دارید و عاشقشان هستید و به آنها افتخار می کنید
از خودتان بهترین انتظارات را داشته باشید .تصور کنید بهترین لحظه در انتظار شماست و هر چه تاکنون انجام داده اید صرفاً ایجاد آمادگی برای آن لحظات است
اصل جذب:شما یک آهن ربای زنده هستید که مدام مردم ،موقعیت ها و شرایطی را که با افکار اصلی تان هم خوانی دارند ، به سوی خود جذب می کنید
هر چیزی که در زندگی دارید ، به علت نحوه تفکر و شخصیت خودتان به طرف شما جذب شده است . شما می توانید زندگی تان را عوض کنید چون قادر به تغییر نحوه تفکر و شخصیت تان هستید. افکار شما فوق العاده قدرتمندند و دارای نوعی انرژی ذهنی هستند که با سرعت نور حرکت می کنند . این انرژی به قدری لطیف است که از هر مانعی عبور می کند
روش فوری به کارگیری این اصل:خودتان را با خاطر همه چیزهای خوبی که به زندگی تان جذب شده اند ،تحسین کنید. سپس چیزهایی را که مورد پسندتان نیست شناسایی کنید و مسئولیت کامل آن ها را به عهده بگیرید
اصل ارتباط:دنیای بیرونی ،انعکاس دنیای درونی شماست و با نحوه تفکر شما ار تباط دارد
این اصل عجیب ،علت اغلب خوشبختی ها و ناکامی ها،موفقیت هاو شکست ها ،بزرگی ها ،فرومایگی هاست. گاهی این ارتباط را معادل ذهنی می نامند. واقعیت این است که شما نمی توانید به هدفی در دنیای بیرون برسید مگر این که اول آن را در درونتان خلق کرده باشید. روابط شما همیشه انعکاس چیزی است که در درون شماست.دیدگاه ها ،سلامتی و وضعیت مالی تان ،انعکاس همان چیزی است که بیشتر اوقات به آن فکر می کنید. شما در دنیا تنها یک چیز را می توانید کنترل کنید و آن هم طرز تفکر خودتان است
روش فوری به کاگیری این اصل:به دنبال چیزهایی باشید که دنیای بیرونی ؛انعکاس تفکرات ،احساسات و باورهای درونی شماست
معادل ذهنی آنچه را که می خواهید در زندگی بیرونی تان داشته باشید بسازید
نوشته:برایان تریسی

+ موفقیت در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 13:53  توسط روانشناس موفق | 

 روشهایی برای رشد معنوی
رشد معنوی به معنای سلب مسئولیت نیست . پیشرفت معنوی به معنای رشد کردن ،مسئول بودن ،نیرومندتر شدن و خوشحال تر بودن است. شما می توانید هم زمان با پیشرفت در معنویت زندگی عادی خود را مانند افراد دیگر ادامه دهید.
لازمه یک زندگی متعادل نه تنها توجه به جسم ،احساسات و عقل است بلکه توجه به روح و روان نیز می باشد.
کتاب های معنوی و نشاط آور مطالعه کنید ،درباره مطالبی که می خوانید فکر کنید به دنبال راهی باشید که این اطلاعات را در زندگی خود عملی سازید .
روزی 15 دقیقه تمرکز کنید .
ذهن خود را در هنگام تمرکز و تفکر آرام کنید .
باور داشته باشید که شما یک روح هستید با یک جسم مادی نه یک جسم مادی با یک روح اگر به این مورد اعتقاد داشته باشید نظر شما نسبت به زندگی متفاوت می شود .
اغلب اوقات خودتان به خودتان فکر کنید چه موردی باعث می شود شما احساس زنده بودن و هوشیار بودن داشته باشید .
هرزمانی که متوجه شدید منفی فکر می کنید شروع به مثبت اندیشی کنید .
عادت های خوب و شادی بخش را در خود رشد دهید و به روشنی های زندگی نگاه کنید
ورزش کردن قدرت ذهن را افزایش داده و آن را تحت کنترل خود در می آورد
سپاسگزار دنیا باشید برای همه چیزهایی که به شما بخشیده است .
صبر و شکیبایی خود را رشد دهید .   
رشد معنوی حق مسلم همه افراد است و کلید خوشحالی و آرامش ذهن و روان
روح در یک فرد مادی گرا و انسان معنوی وجود دارد اما چگونگی تجلی و جلوه آن متفاوت است .
+ موفقیت در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 19:54  توسط روانشناس موفق | 
آنگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت ُدر توبه به روی تو باز است.

آنگاه که شیطان همواره در پی وسوسه توست ُبه من پناه ببر.

هرگز از خندیدن از ته دل با صدای بلند یا زمزمه ای شادمانه خجالت زده نشو.

هرگز از جاری شدن اشک های صادقانه شرمنده نشو.

به یاد داشته باشد که بهترین رابطه آن است که عشق و علاقه طرفین بیش از از نیازشان به یکدیگر باشد.

بهترین انسان کسی است که در حق همه نیکی کند.

+ موفقیت در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:26  توسط روانشناس موفق | 
نقطه آغاز زیبایی


روزی جوانی نزد شیوانا آمد و از او برای مشکل بدخطی اش راه چاره خواست.جوان گفت که قرار است شغلی انتخاب کند که خط خوب شرط اساسی آن است

و او متأسفانه هر چه تلاش می کند نمی تواند خط خوبی داشته باشد
شیوانا تبسمی کرد و گفت: بیا مقابل من بنشین و جمله ای را به زیباترین خط ممکن برایم بنویس!جوان قلم وکاغذی آورد و مقابل شیوانا نشست و قلم را در جوهر فرو برد تا روی کاغذ بنویسد اما شیوانا به او گفت :با قلم ننویس!بلکه با انگشتانت در هوا بنویس!جوان با حیرت پرسید :اگر من در هوا بنویسم شما چگونه می فهمید قشنگ نوشته ام یا نه؟
اصلاً خودم چطوری بفهمم درست و زیبا نوشته ام یا نه!و اصلاًاین کار چه فایده ای دارد؟
شیوانا به طور جدی خطاب به جوان گفت:تو از من روشی خواستی تا خطی زیبا برای خود داشته باشی و من می گویم در هوا بنویس!شروع کن
جوان از سر بی حوصلگی انگشتانش را در هوا چرخاند و بعد شانه هایش را بالا انداخت و گفت:این هم نوشتن در هوا!نظرتان راجع به این نوشته چیست؟
شیوانا سری تکان داد به علامت منفی که بدنوشتی دوباره بنویس!ولی با دقت
این بار جوان سعی کرد با دقت بنویسد. اما وقتی دید شیوانا خونسرد و بی حالت به او خیره شده است.سری تکان داد و به سرعت نوشتن در هوا را تمام کرد و گفت :تمام شد
شیوانا سرش را به علامت منفی تکان داد وگفت :از قبل بهتر بود!ولی اصلاًزیبا نیست.اما اشکالی ندارد تا شب وقت داریم و اول وقت فردا هم تا آخر شب فرصت هست
جوان که دید چاره ای جز اطاعت ندارد . تمام روز با دقت در هوا هرچه شیوانا می گفت را با خط خوش نوشت و سرانجام شب که شد و همه جا تاریک شد. شیوانا از جوان خواست تا در تاریکی قلم در جوهر فروبرد و روی کاغذ بنویسد. جوان با اعتراض گفت که هوا تاریک است و هیچ چیز را نمی بیند.اما وقتی نگاه جدی شیوانا راروی صورت خود احساس کرد تسلیم استاد شد و جمله ای را با دقت در تارکی محض شبانه روی کاغذی که نمی دید نوشت
صبح روز بعد وقتی جوان نزد شیوانا آمد با حالت ناامید و افسرده ای گفت:استاد!می خواستم بگویم که من فکرهایم را کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که هرگز خطم خوب نمی شود و شما با این تمرین و تنبیه خواستید به من بفهمانید که بهتر است که از خیر این کار بگذرم
اما شیوانا با تبسم کاغذی را به اونشان داد که با خطی زیبا و جذاب روی آن نوشته شده بود"موفقیت در دستان من است".شیوانا گفت:این همان کاغذی است که دیشب در تارکی و بعد از یک روز تمرین خط نویسی در هوا رویش خط نوشتی!ببین با چه خط زیبایی روی کاغذ نوشته ای!تووقتی در هوا خط می نویسی از قید وبند نظر دیگران رها می شوی و همان چیزی را در هوا می نویسی که در ذهن توست.چون ذهن تو دیگر درگیر کش و قوس و فشار کاغذ و نگاه و قضاوت دیگران نیست. پس آزاد و رها آن چه را که واقعاًزیباست متصور می شود و همان تصور زیبا نیز در انگشتان تو جاری می شود. تو آنقدر در طول روز با ذهنت تمرین کردی که او یاد گرفت جز تصور زیبا کار دیگری انجام ندهد و در تاریکی شبانه همان تصور زیبا توسط قلم جوهردار روی کاغذ ثبت شد. علت بد خط بودن تو نازیبا بودن نوشته ای بود که در ذهن خودت هنگام قلم زنی تجسم می کردی. از این به بعد تجسم هایت را زیبا ساز تا دستانت شاهکار بیافریند
می گویند بعد از آن خوش خط ترین نوشته های آن دیار متعلق به همین جوان بدخط بود

پس یادمان باشد که ما خود بهترین ها را رقم می زنیم.

+ موفقیت در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:45  توسط روانشناس موفق | 
دوستت دارم عزیزم


مدت زیادی از زمان ازدواجشان نمی گذشت و طبق معمول ،زندگی فرازو نشیب های خاص خود را داشت. یک روز ، زن که از ساعات زیاد کاری شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می دید زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش ،با کاغذ و قلمی در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می شود بنویسند و در مورد آن ها بحث و تبادل نظر کنند
زن که گله های بسیاری داشت بدون این که سر خود را بلند کند ، شروع کرد به نوشتن . مرد نیز پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر ،نوشتن را آغاز کرد
یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذها را ردو بدل کردند
مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند ، اما زن با دیدن کاغذ شوهر خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود "دوستت دارم عزیزم" با تمام عشق از خدا می خواهم که کاغذهای شکایت های ما را پاره کند و جای آن کاغذهای سرشار از دوست داشتن را برایمان نگه دارد.

در انتظار دیگران نمان تو خود لایقی و می توانی به موفقیت دست یابی.

+ موفقیت در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 15:1  توسط روانشناس موفق | 
عشق الهی زیباست

ای کاش از تار نفس پرندگان عاشق در کالبد من دمیده می شد تا به رهایی و عروج برسم.ای کاش می توانستم تمام ذرات خاک را لمس کنم و به تمام

موجودات بفهمانم که زندگی با یاد او چه زیباست و لحظات شب را تا صبح برای او زنده کردن چه پرمعناست.گاهی وقت ها سکوت رساتر از فریاد است و آن

سکوت ، خداست که در نزدیکی ماست و ما آن را احساس می کنیم.شاید سکوت نهایت صداست ،نهایت عشق و نهایت بودن و به همین دلیل این چنین خاموش

است چون می دانم که عشق با هر چیزی در آمیزد ،ذات او را عوض می کند .صدا با تمامی رهایی اش در بند زمان است و در اندک مدتی محو می شود اما

عشق در حصار هیچ چیز نیست و خود همه را محصور می کند. نهایت عشق خداست ،دوست داشتن او زیباست نیازی که در نهایت ،عشق است و صدایی که در

نهایت ،خاموشی است
شاید اگر سکوت صدا می کرد رساتر از فریاد می شد ، ما از کنه هستی بی خبریم .نهایت هستی عشق است ولی نهایت عشق را نمی دانیم.صدا با کلام ذهن

زیباست و سکوت در مواقع رضایت
ای کاش تن خاکی من همان فریاد من باشد و روح من همان عشق و سکوت .

برای این که دست اجل "دامنش" را نگیرد ،همیشه شلوار می پوشد

+ موفقیت در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 13:19  توسط روانشناس موفق | 
لطفاً ببخشید

نفرت شما ،خودتان را اذیت می کند:

بحث و جدل های طولانی شما را مضطرب می کند ،خطر ابتلا به بیماری های قلبی را در شما افزایش می دهد و حتی سبب سر درد و کمردرد می گردد.


خودتان را آزاد کنید تا احساس بهتری داشته باشید:

ما همگی در این موارد نقطه مشترک داریم ،گاهی اوقات ما شدیداً توسط دیگران مورد آزار و اذیت قرار می

گیریم ، اما بعضی در این شرایط عصبانی و خشمگین می شوند و بعضی دیگر خشم خود را فرو می نشانند. تمرین بخشش در هر روز می تواند شما را برای

صدمات بزرگتر آماده کند .تحقیقات جدید نشان می دهد که طی کردن مسیر عادی عصبانیت و خشم و بخشیدن شخصی که به شما صدمه زده می تواند به

سلامتی شما صدمه زده و باعث آسیب شود
محققین متفق القول هستند که در هر لحظه استرس ناشی از دشمنی و نفرت سلامتی شما را تحت تأثیر قرار می دهد
احساسات منفی میزان صدمه به سلامتی شما را افزایش می دهد و در صورتی که در خصوص بعضی مسائل بخشش کنید ، احتمال ابتلا به بیماری های مختلف در

شما کاهش می یابد
بخشش مشکل اما ممکن و ارزشمند است:

محققین می گویند بخشش این نیست که شما باید آن کار شخص دیگری را آزاد کنید بلکه این خود شما هستید که آزاد

و رها می شوید
داستانتان را بگویید:

کارشناسان می گویند قبل از این که بتوانید دیگران را ببخشید باید به خودتان زمان بدهید تا عصبانیت و آسیب دیدن را حس کنید.چیزی را

که باعث عصبانیت تان شده به دوستان مورد اعتماد ،اعضای خانواده و. یا یک روانشناس یا روانپزشک بگویید.قبل از این که کسی را ببخشید نیاز به یک احساس

روشن از آن چه برای شما اتفاق افتاده است دارید
اثبات درمانگرهای بخشش:

دست برداشتن از دشمنی فواید زیادی دارد.بخشش تجربه ای است که 70٪احساس اذیت شدن را می کاهدو 27٪اثرات استرس

شامل کمردردو سردرد و معده درد را کاهش می دهد
ساختار داستان شما:

وقتی عصبانیت و ناراحتی خود را به وضوح بیان کردید ،سعی کنید در جست و جوی موارد و تجربیات خوب باشید.برای مثال ممکن است

متوجه شوید که اتفاقات ،شما را قوی تر کرده است.یکی از بهترین راه های تمرین کردن این است که داستانی را که شما برای خودتان یا دوستان تان در

خصوص چگونگی آسیب دیدن و اذیت شدن بیان کرده اید ،بازبینی کنید.به جای این که خودتان را یک قربانی ببینید ، داستان را عوض کنید شما اکنون قهرمان

داستان هستید که بر تمام آن مشکلات پیروز شدید .قسمت های صحیح و دردناک اتفاقات را بدون این که احساسات تلخ و دردناک را به یاد آورید مرور کنید و

به یاد آورید که برای بخشیدن تلاش می کنید نه برای فراموش کردن.همیشه حرف زدن از عمل کردن آسان تر است اما یک تکنیک که "تمرکز احساس مثبت"

نامیده می شود می تواند درد را پراکنده کند و به شما کمک کند تا در خصوص استرس و ترشح مواد شیمیایی در بدنتان متفاوت فکر کنید.فقط به اندازه 20 ثانیه

هر زمان که احساسات منفی به شما هجوم آوردند از بینی نفس را به داخل و در سینه نگه دارید و بعد از راه دهان آن را به آرامی بیرون دهید.درسومین استنشاق

تصویر کسی را که دوست دارید ،چیزهایی که شما را خوشحال می کند یا منظره ای که زیبا است را تصور کنید و یک نفس عمیق تا منتها علیه وجودتان بکشید
به دردخودتان استراحت بدهید:

باید به دنبال چیزهای خوب و زیبایی در زندگی باشید.باید آموخت به چیزهایی که تمرکز ما را از ما می گیرند فکر نکنیم
به بخشیدن عادت کنید:

به تمرین کردن بخشش عادت کنید و این را با حوادث کوچک آغاز کنید،شما می توانید با افرادی که دوستشان دارید ،بخشش را تمرین

کنید و هرگز اجازه ندهید که حوادث و احساسات منفی گذشته بر مسائل خوب زمان حال شما سایه افکند.اگر شما در تکرار و تصور مجدد حوادث بد گذشته

به سر می برید فقط کافی است سعی کنید برای چند لحظه درباره مسایلی فکر کنید که ممکن است شامل احساسی شبیه به بخشیدن کسی که شما را آزرده است

باشید


اگر نفرت و کینه در وجود شما رسوخ کند بیشتر وقت و انرژی شما ، به جای تمرکز بر چیزهای مهم و مثبت زندگی هدر می رود. اجازه ندهیم کینه و دشمنی

گذشته ،مسائل و ارتباطات زمان حال ما را تحت تأثیر قرار دهد

 

+ موفقیت در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 13:15  توسط روانشناس موفق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عکس دخترم پری خانم

وبلاگ دوستان موفق
انسانیت
مهتاب عشق
سمیه
عاطفه جونم
محمد روانشناس
عاشق دل شکسته
پدرام
رویداد(ایرانیان)
شقایق
تنهاترین سکوت
شراب تلخ
عسل
تینا
مهسا
بیراهه
دختر دریا
مذهبی عاشقانه
نجوا
تک ستاره
صدای پای نسیم
آدم آهنی
رونیکا
رسم زندگی
مورچه
خانه سبز ما
مهربانم نامهربانی را هم ...
روز بارانی
غربت گلها
برای دل خودم
با حال با حال
بودن یا نبودن
عاشقانه
قشنگ تر از صدای باران
خدای ستاره
قصه های تنهایی
مینای مهتاب
بهار و بهنام (دنیای سنگی)
آرشیو پیوندهای روزانه
موفقیتهای گذشته
هفته اوّل مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
پیوندها
سایت تخصصی کارشناسی رسمی
انجمن تخصصی موبایل MPJ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
حاج فرفری و دوستان