تبليغاتX
موفقیت
موفقیت در دستان ماست.
صورت زیبا داشتن خوشبختت نخواهد کرد
کسب رتبه های علمی ، فرزانه ات نخواهد کرد
ثروتمند بودن ، کاملت نخواهد کرد
و شکست دیگران ، تو را مهم تر جلوه نخواهد داد
اما......
مهربان بودن همه را خوشبخت می کند
فرزانگی را می آموزاند
گذشت و بخشش را ثروت واقعی ؛ و کمال را در ایثار بی چشم داشت می داند
تو را قوی می کند تا بدون انتظار ، همه چیز داشته باشی
راه مهربانی را بیاموز و در مقابل او سر فرود آر ....
بهترین های کاینات ، پاداش مهرورزی تو خواهد بود
با قلبت متحد شو و معنای زندگی را در تسلی دادن بیاب
صدای خود را که از بخشش عشق سخن می گوید بشنو
و ببین که راه را یافته و تو را با زیباترین وجه خودت آشتی داده
هر جا می توانی خودت باش
و برای پیشروی ، دعای خیرت ذا نثار هر قدمت کن
دلتنگی ، تنهایی و خطر شکست خوردن را نفی کن
بخشنده تر شو....
و تا دیرتر نشده به آن سمتی باز گرد که قلب ، آشکارا برایش  می تپد
هنگامی که ملالی نیست جز دوری از شما
پس کسی باش که برای حضورش ، همواره شوق و شور در هم فدا می شوند
و همان جایی که دلتنگی کسی را بی تاب می کند
روی گلگون خویش را تقدیم نگاه های منتظر خواهد کرد
هر جا بروی ، با هر که بنشینی ، دل مشغول به چه کاری خواهی شد
همه بهانه ای خواهند بود
تا برای این لحظه زندگی کنی ، که آوای مهر آمیزش ، تو را بر توسن لحظه های شاد بنشاند
+ موفقیت در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:0  توسط روانشناس موفق | 
مکثی کوتاه برای فکر کردن
امروز کلاس نرفتم و در موسسه بابا در یک اتاق خلوت روی میز برای خودم نقاشی کشیدم .

 می خواستم همه برگ های دفتر نقاشی جدیدی را که مامان برایم
خریده بود ، سیاه کنم تا فردا مجبور شود آن دفتر قرمز رنگی که عکس توپ فوتبال رویش چاپ شده بود ، برایم بخرد .  برای همین نقاشی های بزرگ بزرگ می کشیدم تا صفحات زودتر پر شود . توی حال و هوای نقاشی بودم که دو نفر آمدند و شروع کردند به سیگار کشیدن و در مورد زندگی صحبت کردن
یکی از آنها که بوی شدید سیگار می داد رو به من کرد و گفت : نقاشی های بزرگ می کشی تا دفترت زود تمام شود ! ای کلک ! می خواهی یک دفتر جدید بخری؟
من هم بلافاصله گفتم : شما هم داری سیگار می کشی تا عمرت زودتر تمام شود و یک زندگی جدید پیدا کنی ؟
کی می خواهد این زندگی جدید را برایت بخرد ؟
همین که من اینو گفتم اون آقاهه یهو ساکت شد و زل زد به رفیقش و دیگه هیچی نگفت . من هم عکس اون و رفیقش رو توی دفترم کشیدم .


 

+ موفقیت در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 21:20  توسط روانشناس موفق | 
من شاهکار خلقتم:

من که هستم ؟

من اشرف مخلوقاتم . من انسانم . آدمی . همان که گفته اند:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند     بنگر که تا چه حد است نشان آدمیت

من یک انسان جذاب ، لایق ، زیبا و با هوشم .

جذابم زیرا همیشه به دنبال خوبی افرادم و نه عیب های آن ها و افراد را به خاطر عیب هایشان سرزنش نمی کنم و آنها مرا دوست دارند.

لایقم زیرا هر مسؤلیتی را که به عهده بگیرم می توانم به انجام برسانم . زیرا خداوند مرا لایق خلقت دانست و پس از خلقت مرا لایق ستایش دانست . بنابراین من هم خود را لایق ستایش می دانم و خود را می ستایم .

باهوشم زیرا در هر موقعیت چندین راه را پیدا کرده و بهترین آن ها را انتخاب می کنم.

زیبایم زیرا درونم زیباست . این لباسی که بر تن دارم چه زشت و چه زیبا مال من نیست .

آن چیزی که مال من است درونم قرار دارد و آن هم زیباست .من سالمم و قوای بدنی و ذهنم خوب کار می کند .

من انسانی هستم که می توانم هر ماشینی را به کار اندازم و آن ماشین را تحت فرمان خویش درآورم . حتی ماشین زمان را .

من کسی هستم که مهر و محبت ،بی من معنا ندارد.

در میان جمجمه سرم بزرگترین معجزه آفرینش یعنی مغز قرار دارد.

اندامی که دارای ۱۲ میلیارد سلول است و هر فکری را می تواند درون خود پردازش کند .

من خودم را از صمیم قلب دوست دارم . حتی از اسمم ، پوششم و زیبایی بی نظیرم ، بی اندازه لذت می برم . من کسی هستم که خداوند وقتی مرا آفرید به خود آفرین گفت .

من خودم را مستحق هر کاری می دانم . این دنیا برای من است . نه من برای دنیا . دنیا این جاست تا مرا کامل کند و نه من دنیا را ، پس سعی می کنم بیشتر به آن چیزی که مال من است توجه کنم .

این را می دانم که وقتی از خدا چیزی می خواهم و به من می دهد آن چیز ، چیز خوبی است ، وقتی می گوید صبر کن چیز بهتری را برایم می فرستد و وقتی که می گوید نه ، می دانم که بهترین ها را برایم آماده کرده .

من انرژی بی پایانی در بدن خود دارم که اگر آن را در چشمان خود متمرکز کنم می توانم با یک نگاه دنیا را زیرو رو کنم . من شاهکار هستی ام . من نیکو آفریده شدم .

پس باید لایق بهترین ها باشم و برای بهترین ها تلاش کنم . 

+ موفقیت در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 3:33  توسط روانشناس موفق | 
سمت ديگر دعا
شيوانا در حالي که ترازويي مقابلش گذاشته بود مشغول درس دادن به تعدادي از شاگردانش بود .
در اين حين مردي خسته و پژمرده نزد شيوانا آمد و به او گفت : که به خاطر خيانت دوستانش در تجارت دچار ورشکستگي شده است . به خاطر بي سرمايگي زن و فرزندش او را به حال خود رها کرده اند و رفته اند .
دوستانش همه او را تنها گذاشته و تحت فشار شديد مالي است . مرد به شيوانا گفت که به شدت افسرده است و ديگر اميدي براي ادامه زندگي ندارد .
شيوانا به ترازوي مقابل خود خيره شد و تبسمي کرد و گفت: همين که نزد من آمدي نشان مي دهد که هنوز روزنه اميدي در وجودت هست . از من چه مي خواهي؟
مرد سرش را پايين انداخت و با شرمندگي گفت : همه در اين سرزمين مي گويند که شما به خالق هستي از بقيه نزديک تريد ! خواستم برايم دعايي کنيد که سختي اين مشکلات برايم کمتر شود و راه چاره اي براي مشکل من پيدا کنيد ! در اين لحظه مرد بغضش ترکيد و به گريه افتاد .
شيوانا بدون آنکه به مرد نگاه کند قلم و کاغذي به مرد داد و از او خواست تا هر چه را از خالق هستي مي خواهد ، روي يک تکه کاغذ بنويسد . مرد آهي کشيد و کاغذ و قلم را گرفت و در آن درخواستش از خداوند عالم را نوشت . او از خدا خواست تا سختي و سنگيني مشکلات را برايش کمتر کند و راه چاره اي براي رهايي از اين مشکلات در اختيارش قرار دهد .
شيواناکاغذ را از مرد گرفت آن را در يک کفه ترازو قرار داد . آن گاه سنگي از روي زمين برداشت و در کفه ديگر ترازو گذاشت . کفه کاغذ بلافاصله بالا آمد . شيوانا مدتي به ترازو خيره شد و آن گاه کاغذ را از روي ترازو برداشت و به مرد پس داد و گفت : برو و چهل روز ديگر نزد من بيا و به من بگو که وضعت چه تغييري کرده است ؟
مرد ، مات و مبهوت کاغذ را گرفت و رفت . چهل روز بعد شيوانا دوباره ترازو را مقابل خود گذاشت و درس دادن را شروع کرد . در اين بين ، دوباره همان مرد نزد شيوانا آمد ، اما اين بار بسيار سرزنده تر و سرحال تر از قبل بود و چند صفحه کاغذ پر از درخواست هايش را در دستانش پنهان کرده بود .
شيوانا نگاهي به ترازو انداخت و با تبسم از او پرسيد : آيا در اين چهل روز تغييري در اوضاع تو ايجاد شده؟
مرد با اعتماد به نفس گفت : هنوز نتوانسته ام دوستي را که به من خيانت کرد ، پيدا کنم . اما تصميم گرفته ام به تجارتي جديد دست بزنم و از مسيري ديگر به کسب و کار بپردازم . ديگر نااميد نيستم .
دوري زن و فرزند هم برايم قابل تحمل شده است . در اين چهل روز هم قدم هاي مثبت بزرگي برداشته ام که در آينده نزديک جواب مي دهد . خلاصه دعاي شما کار خودش را کرد .
شيوانا در حالي که به کاغذهاي دست مرد خيره شده بود پرسيد : در اين کاغذها درخواست ها و دعاهاي جديدت از خالق هستي را نوشتي اين طور نيست؟
مرد شرمنده سري تکان داد و آن ها را به سوي شيوانا دراز کرد و گفت : مي خواستم اين کاغذها را هم دوباره با ترازوي خود متبرک کنيد .
شيوانا کاغذ ها را از مرد گرفت . آن ها را در يک کفه ترازو گذاشت و در کفه ديگر يک تکه سنگ بزرگ گذاشت . کفه کاغذها بالا آمد شيوانا مدتي به کاغذها خيره شد و سپس آن ها را به مرد پس داد و به او گفت که دوباره چهل روز بعد نزد او بيايد .
وقتي مرد رفت يکي از شاگردان شيوانا با تعجب از او پرسيد : استاد! در اين چهل روز چه اتفاقي براي اين مرد رخ داده بود و راز ترازوي شما چيست ؟
شيوانا به ترازو خيره ماند و گفت : براي حل مشکلات و سختي ها از خالق هستي مي توان به دو شکل در خواست کرد .
يکي اين که بخواهيم مشکلات و مصائب سخت و بزرگ را از سر راه ما بردارد و روش دوم اين است که از خدا بخواهيم صبر و طاقت و تحمل ما را افزايش دهد و دل هاي ما را بزرگ کند تا ديگر مشکل سر راهمان ، برايمان برزگ و سخت ننمايد . راز توفيق اين مرد هم همين است . من سنگ را در کفه اي از ترازو گذاشتم تاکفه کاغذ تقاضاي مرد بالاتر آيد .
به اين ترتيب سنگ مشکلات در نظر مرد کوچک و بي مقدار جلوه کرد و دلش آرام گرفت و ذهنش فرصت يافت تا بي اعتنا به آزارها و سختي هاي مشکلاتش به فکر راه چاره بيفتد . اين مرد اکنون آمادگي لازم براي عبور از اين مشکلات را دارد. چرا که قلبش وسعت يافته و ديگر سنگيني مصائب برايش مثل گذشته نيست .
او اکنون از گذشته خودش و از اطرافيانش بسيار قوي تر است و نشانه آن هم اين همه کاغذ و درخواست جديد بود که از من خواست در کفه ترازو ي آرزوهايش قرار دهم . راز ترازو همين است ! خداوند  يا توفان زندگي تو را آرام مي سازد و يا نه برعکس توفان را شديدتر و سخت تر مي کند اما در مقابل تو را آرام مي سازد و قلب تو را مطمئن و اين توانايي را به تو مي دهد تا با آرامش از سخت ترين توفان ها به سلامت عبور کني . ترازو و راه دوم درخواست از خالق هستي را به ما نشان مي دهد.

راستی کسی برای شیوانا نامه ای ندارد

+ موفقیت در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:19  توسط روانشناس موفق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عکس دخترم پری خانم

وبلاگ دوستان موفق
انسانیت
مهتاب عشق
سمیه
عاطفه جونم
محمد روانشناس
عاشق دل شکسته
پدرام
رویداد(ایرانیان)
شقایق
تنهاترین سکوت
شراب تلخ
عسل
تینا
مهسا
بیراهه
دختر دریا
مذهبی عاشقانه
نجوا
تک ستاره
صدای پای نسیم
آدم آهنی
رونیکا
رسم زندگی
مورچه
خانه سبز ما
مهربانم نامهربانی را هم ...
روز بارانی
غربت گلها
برای دل خودم
با حال با حال
بودن یا نبودن
عاشقانه
قشنگ تر از صدای باران
خدای ستاره
قصه های تنهایی
مینای مهتاب
بهار و بهنام (دنیای سنگی)
آرشیو پیوندهای روزانه
موفقیتهای گذشته
هفته اوّل مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
پیوندها
سایت تخصصی کارشناسی رسمی
انجمن تخصصی موبایل MPJ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
حاج فرفری و دوستان